مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
798
طب اكبرى ( فارسى )
دارد ؛ خاصّه اگر خوف ورم باشد يا ورم موجود بود ، به شرطى كه مانعى نبود در فصد . و ديگر تدابير [ از ] تليين و تضميد و جز آن برحسب مشاهده طبيب حاذق است . امّا آنجا كه دوا يا غذاى ناملايم سبب باشد ، بايد كه به زودى بنوشند آب نيم گرم [ كه ] با روغن كنجد يا [ روغن ] بادام آميخته [ باشند ] و قىء كنند تا شىء فاسد برون آيد ، بعده [ يعنى پس از آن ] طبع را نرم سازند . [ 1137 ] فايده : در ذكر ادويه [ يى ] كه بالخاصيّت خوردن آن انواع قولنج را سود دارد : شورباى هدهد و گوشت او و خراطين خشك ساخته و كژدم بريان و شاخ گوزن سوخته شديد النفع است . و شاخ گوزن سوخته ، درد صعب را در يك ساعت فرو مىنشاند . اگر خرء الذئب كه از خوردن استخوان حاصل شده باشد بگيرند و با ماء العسل آميزند و بليسند ، نفع عجيب بخشد . امّا معرفت به سرگين گرگ كه از خوردن استخوان حاصل شده ، آن است كه سپيد محض باشد . و از اين سرگين ، آنچه بر شوك [ يعنى تيغ ] و خار مطروح بود ، به غايت ستوده باشد . و گاه باشد كه درين سرگين گرگ ، استخوان صحيح يابند و وى به غايت عجيب الاثر است . و در خواص اين استخوان آوردهاند كه تعليق وى از خوردنش نافعتر است ؛ در گلو آويزند يا بر كمر بندند ؛ ليكن اين استخوان بايد كه برابر امعا باشد . و اگر بر اين استخوان غلافى گيرند از پوست پلنگ يا پوست گوزن يا پوست قوچ كه وى را گرگ دريده بود ، بهتر عمل كند . [ 1138 ] فصل [ هشتم ] : اندر حصر « 1 » او آن است كه شكم قبض ماند زمانى طويل ؛ خواه با درد بود خواه بىدرد ؛ پس حصر ، عام است از قولنج . علاج : به آنچه در قولنج است رفع قبض نمايد به حسب رعايت مزاج . و اين دوا مفيد است : انجير زرد ، بنفشه ، زبيب دانه برآورده و اصل السّوس ، از هريك جزوى ، [ همه را ] بپزند و صاف نمايند و مغز فلوس خيارشنبر و روغن بادام اضافه كرده بدهند تا دو هفته خشكى طبع زايل كند و بايد كه تربد و بسفايج نيز داخل سازند اگر مانعى نبود .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Retention .